< وبلاگ شخصی علی پیاده
   
 

.
 

 
 

 
 
 

 
.
 
 

سلام دوستای خوبم خیلی خوش اومدید
اين وب شخصي خودمه و خاطرات و روز مرگي هامو توش مينويسم البته بعضي وقتا هم چيزاي ديگم ميزارم واسه تنوعش


امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد و لحظات خوبی رو بگذرونید

بدون نظر نذارید برید ها

واسه تبادل لینک میتونید منو با اسم وبلاگ رسمی علی پیاده لینک کنید بعدش خبر بدید باچه اسمی لینک کنمتون باشه....

راستی من الان سربازم پس اگه یه وقت جواب کامنت تون رو ندادم دلخور نشین قول میدم اولین فرصت بهتون سر بزنم

ایمیل مدیر :

RSS
 
سلام
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
سلام بکس
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/09/06 در ساعت 17
سلام بکس شرمنده راستیش این چن وقت که نبودم  کامپیوترم سوخته بود الانم اومدم کافی نت ان شدم 

جا داره از همتون تشکر کنم که با کامنت هاتون حال میدید

راستی زینت منم حوشحال شدم بالاخره موفق شدی  وب های دیگم هم برو

و اقا محمد ما از هیچی هیچکس شدیم دادا شما دهه شصتی ها از عالم و ادم تلبکارین   زمین فوتبال راه افتاده ولی کسی نمیاد بازی که  البته قراره که یه کاپ بزنیم با بچه ها

و درسا ازت حبری نی و بکس دیگه

راستی از این ب بعد بیاین اواکس من اونجام

ای دی : علی اقا72

فعلا بای

 


:: برچسب‌ها: اواکس لایو چت علی اقا 72
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
عکس خودم تو پرمو با لباس سربازی
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/02/17 در ساعت 19
منبع:وبلاگ شخصی علی پیاده



عکس خودم تو پرمو بابچه ها رفتیم

http://baroon72.persiangig.com/image/Mwm.apm007.jpg


:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، عکس
:: برچسب‌ها: مرخصی, پسر خدمتی, نبود, عمل, دایی
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
ضد دخی .....................
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/02/13 در ساعت 23


یه ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﻟﮑﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻪ !
ﺍﻻﻥ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ...... 



:: برچسب‌ها: تاپ ناب, سه علی, سه, چهار, خواستاگار
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
یادتونه...........
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/02/13 در ساعت 23



کـسی همچین اتفـاقـی واسش افـتـاده سـر جلسه امـتحـان؟؟؟

آدم دوس داره استــادو بــا نــارنــجـک بــزنــه تــو اون لـحـظــه...


:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، عکس، خواندنی
:: برچسب‌ها: مرخصی, پسر خدمتی, نبود, عمل, دایی
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
عمل دایی علیرضا
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/02/11 در ساعت 20
منبع:وبلاگ شخصی علی پیاده


سلام بچه ها چه خبرا؟

حال ما خوب است حال شما خوب است؟

مرخصی ام هم رو به اتمام هست ایشاا... علی یه توقف دیگه نبّــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

راستی امشب قراره دایی ام رو عمل کنن واسش دعا کنین ایشالا مثل روز اول بلند بشه روی پاش



:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، خاطرات
:: برچسب‌ها: مرخصی, پسر خدمتی, نبود, عمل, دایی
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
عیدتون مبارک
نویسنده علی  تاریخ ارسال 93/01/03 در ساعت 18
سلام به همه دوستای گلم عیدتون مبارک باشه اومدم مرخصی عیدی خیلی حال داد



:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، عکس، دانلود
:: برچسب‌ها: عید نوروز, تصاویر عیدسلام به همه دوستای گلم عیدتون مبارک باشه
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
خداحافظی دیگه
نویسنده علی  تاریخ ارسال 92/11/09 در ساعت 0


سلام بکس فردا یا بهتره بگم امروز صبح چون از 12 شب گذشته و من دارم پست خداحافظی میذارم واسه دوستای گلم که شما باشین دیگه خخخخخخ

حلاصه باز رفتنی شدیم دیگه تا دو سه ماه دیگه پس منو یادتون نره اگه ج کامنت ندادم دلخوری پیش نیاد من سرباز رو درک کنین خو

بیا دوری کنیم از هم بیا تنها بشیم کم کم بیا با من تو بد تر شو بیا از من تو رد شو

الان دارم این اهنگ گوش میدم و در وصف حال من هم هست اهنگ 100 بارش رو اگه گوش نکردین همین الان دانلود کنین فوق العاده هستش

خلاصه علی باز رفت جایی که باید بره ایشالا ماه رمضون تمومه اگه اضاف ها بذارن هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

تا کی میخوای خدمت کنی دایی ام سر شب زنگ زده میگه معاف شده  خوشا به سعادتش والا

خوب دیگه کاری باری ندارین دوستون دارم یه دنیا




:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، عکس، شعر، خواندنی، خاطرات، دانلود، عاشقانه
:: برچسب‌ها: جیک ماه, سرباز, خداحافظ, سرباز اموزشی, کس ماه
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
اس ام اس مخصوص سربازی
نویسنده علی  تاریخ ارسال 92/11/07 در ساعت 0
منبع:www.beytoote.com


 

از آن روزی که سربازی به پا شد-ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد

بسوزد آن که سر بازی به پا کرد-تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سر پستم رسیدم خوابم آمد - محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی - کلاغ پر میروم مادر کجایی

نوشتم نامه ای با برگ انگور - جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به صف کردند تراشیدند سرم را

لباس ارتشی کردند تنم را

الهی خیر نبینی سر گروهبان

که امشب کردی تو مرا نگهبان

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم! ...

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به سربازی روم با کوله پوشتی

به دستم داده اند یک نان خشکی

به خط کردن تراشیدم سرم را

لباس ارتشی کردن تنم را

لباس ارتشی رنگ زمین است

سزای هر جوان آخر همین است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به عضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

 


:: موضوعات مرتبط: خواندنی
:: برچسب‌ها: از آن روزی که سربازی به پا شد, ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد بسوزد آن که سر بازی, تمام دخـــتران را چشم به راه کرد, هر روز تنگ غروب تو
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
شعر سربازی
نویسنده علی  تاریخ ارسال 92/11/07 در ساعت 0
منبع:وبلاگ شخصی علی پیاده


سلام این شعر سربازی اورجیناله البته کامل نیست و همش رو هم خودم نگفتم ولی بعضی جاهاش زائیده ذهن خودمه خلاصه خوب یا بد بخونین امیدوارم حال کنین

کسی که سربازی رفته میفهمه این شعر چیه .....................


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در دروازه تایباد رسیدم

صدای طبل و شیپور روشنیدم

به خود گفتم که این طبل نظام است

دگر شخصی گری برمن حرام است

از اون روزی که خوردم سیب زمینی

شدم سرباز نیروی زمینی

خوشا روزی که من 5 ساله بودم

میان کوچه ها آواره بودم

چرا مادر مرا بیست ساله کردی

به شهر غم مرا اواره کردی

به این مرز خراب اواره کردی

گروهبانان مرا بیچاره کردن

لباس شخصی ام را پاره کردن

به صف کردن تراشیدن سرم را

لباس اشخوری کردن تنم را

لباس اشخوری فانسخه داره

دل جیک ماه همیشه غصه داره

نوشتم نامه ای بر برگ انگور

دلم طاقت نداره از این راه دور

نوشتم نامه ای بر برگ خرما

چجور طاقت بیارم 19ماه

نوشتم نامه ای بر برگ چایی

کلاغ پر می روم مادر کجایی

او نایی که تو خونه دست به کاری نمیزنن

جارو به دستت میدن دلت میگیره

جارو به دستت میدن گریت میگیره

 



:: موضوعات مرتبط: نوشته های خودم، عکس، شعر، خواندنی، خاطرات، عاشقانه
:: برچسب‌ها: در دروازه تایباد رسیدم صدای طبل و شیپور روشنیدم
 

قالب وبلاگ   -  تالار وبلاگ نویسان
.:: ::.
 
عناوین آخرین مطالب بلاگ من


.............. مطالب قدیمی‌تر >>

 
 
 

  .:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.